على اصغر ظهيرى

13

قصص الحسين (ع) (فارسى)

اين دو نام را نمىگذاشتند . پس از آنكه نام حسين ، بر نوزاد فاطمه گذاشتند و هفت روز گذشت ، رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله دو گوسفند قربانى كرد و مقدارى از آن را به قابله داد و باقىمانده را به فقراء صدقه داد و به اندازه موى سر حسين عليه السل صدقه پرداخت و سر مبارك آن حضرت را معطر و خوشبو نمود . « 1 » شفاى فطرس ملك نامش « فطرس » است ، از حاملان عرض الهى بود كه به فرمان خداوند به زمين آمد و بر اثر حادثه‌اى پروبالش را از دست داد و در جزيره‌اى دورافتاده ، ميان دريايى مواج به عبادت خدا مشغول شد . اوضاع آن روز طبيعى نبود ، فرشتگان فوج فوج به زمين هبوط مىكردند ، براى چه ؟ او هم نمىدانست ، سرانجام تاب و تحملش تمام شد و جبرئيل عليه السل را مورد خطاب قرار داد كه به كجا مىرويد ؟ جبرئيل گفت : آفريدگار بىهمتا به حبيبش محمّد نعمتى داده و ما را مأمور ساخته است تا تبريك و شادباش تولد اين مولود را به عرض آن جناب برسانيم .

--> ( 1 ) - بحارالانوار ، ج 43 ، ص 239 .